سيري درادبيات فارسي هندو پاكستان
|
|
||
|
|
||
|
|
|
رزمين هاي پهناور ايران و شبه قاره پيش از آمدن آريائي ها در اين نواحي از يك سو روابط همجواري و از سوي ديگر ارتباطات بازرگاني و فرهنگي را ميان خود داشته اند . با كشف مناطق هوهنجودارو و هاراپا كه در خاك پاكستان وجود دارد معلوم گرديده كه سرزمين شبه قاره هم مانند ايران در حدود 1500 الي 2500 سال پيش از ميلاد مسيح متمدن بوده و تمدن و فرهنگ باستاني اين دو نواحي وسيع هم در بسياري از موارد همانند بنظر ميرسد . در كتب مذهبي قديم زرتشتي هاي ايران (( گاتها )) و وداهاي هندوان شبه قاره ، در برخي از سرودها و داستانها اشتراك و شباهتي بنظر ميرسد و اين موارد مي تواند ياد آور ارتباطات مردم ايران و شبه قاره باشد . مردم آريائي از هر ناحيه دنيا كه بايران آمده باشند مهاجرتشان در اين دو سرزمين همزمان بوده و چنانكه در تواريخ مذكور است مردم قبلي اين نواحي بوسيله هجوم آريايي ها از بين رفته اند و بيشتر مردماني كه بعدا” از اين مناطق خاسته اند ، از نژاد آريائي ها مي باشند . صرف نظر از روابط شبه قاره هند و ايران كه در كتب افسانه ها و داستان ها ذكر گرديده ، ارتباطات تتاريخي بين هر دو كشور از زمان خانواده سلطنتي مادها ، كه نخستين خانواده پادشاهان ماد ايران و معاصرانشان در شبه قاره هدايا و ارمغانهائي مبادله مي شده ولي در قرن پيش از ميلاد سلطنت مادها تا داخل خاك شبه قاره هند و پاكستان وسعت يافته و نقطه مهم مركزشان شهر سيالكوت بوده كه نزديك به شهر لاهور و مولد علامه اقبال شاعر ملي پاكستان ميباشد ( ولو اقبال بعلت طولاني خودش در لاهور ، در ايران به (( لاهوري )) شهرت دارد ) . در عهد سلطنت شاهنشاهان بزرگ هخامنشي قسمت عمده خاك هند مانند خاكهاي بسياري از نواحي همجوار دورادور ايران وقت ، جزو آن سلطنت قرار گرفته و بصورت يك ساتراپي ( استان ) در آمده بود . در متيبه هاي داريوش بزرگ هخامنشي هم نواحي پنجاب و گندها را ( دره پيشاور ) مذكور افتاده است . در سده چهارم پيش از ميلاد مسيح پادشاه يوناني اسكندر به ايران هجوم آورده و در عهد جانشينان يونان دوست وي سلوكيها ، كيفيت روشن روابط شبه قاره و ايران را در دست نداريم بجز اينكه چندي بعد انطليوكس از پادشاهان اشكاني بين سال 209 الي 24 پيش از ميلاد قسمت هند را از پيشاور تا پنجاب در دست داشته است . نمونه هاي هنر باستاني شبه قاره كه در موزه هاي كشور هاي هند و پاكستان نكاهداري مي شود شباهت آن را به هنر باستاني ايران با ثبات ميرساند . از زمان ساساني ها ارتباطات سرزمين شبه قاره بايران توسعه يافته است . در بعضي از تواريخ و افسانه ها مي بينيم كه بهرام گور پادشاه ساساني و شاهزاده بلاش پسر فيروز ساساني هم گويا به هند رفته و چندي آنجا اقامت كرده اند . قلمرو پادشاه ساساني قباد در قرن ششم ميلادي قسمتي از هند راهم شامل بود و پسرش انوشيروان عادل براي گسترش سلطنت خود كوشيد و قسمتي ديگر از هندرا گشوده و جمعي از زرتشتي هاي ايران را هم در آنسامان نشاند . انوشيروان نسبت به آداب و سنن مردم شبه قاره علاقه مفرطي داشته و عده اي از پزشكان و شطرنج بازان و رياضي دانان و مترجمين هندي را در دربارش جاي داده است . كتاب كليله و دمنه توسط نديم وي (( بروزيه )) از شبه قاره بايران آورده شده است . متن اصلي كتاب كليله و دمنه ( پا پندنامه كليلك ) بزبان سانسكريت هنوز هم موجود است و گويا برهمني كشميري آن را تأليف نموده و برزويه طبيب كه چندين سال در هند بوده و زبان سانسكريت را نيكو ميدانسته آن را به پهلوي بر گردانده است . دو قرن بعد اين مقفع ( متوفي 124 ه . ) متن پهلوي را به عربي ترجمه كرد كه بعدا” به بسياري از زبانهاي ديگر دنيا ترجمه شده است . كليله و دمنه ابوالمعالي نصر الله ( منشي دربار سلطان بهرام شاه غزنوي 547 ه ) و انوار سهيلي ملا حسين واعظ كاشفي سبزواري ( م – 910 ه ) و عيار تهذيب و ترجمه همان متن ميباشد . خسرو پرويز ساساني در ظرافت دوستي و مودت معروف است . در تواريخ مي بينيم كهاو با پادشاهان شبه قاره هداياي مختلف مبادله مي كرده است . ازسطور مزبور روابط ايران و شبه قاره باستاني را مي توان حدس زد و مشاهده كرد . در دهه اول قرن هفتم ميلادي خورشيد دين اسلام در سرزمين حجاز طلوع كرده و تعليمات اين دين مبين در نيمه قرن مزبوربايران راه پيدا كرده و چندي بعد از سامان به شبه قاره گسترده شد . اسلام در شبه قاره از راه ايران :روابط بازرگاني مردم عرب و بوميان شبه قاره از راه دريايي از دير باز موجود بوده و نخستين بار بوسيله بازرگاني مسلمان بود كه مردم سواحل شبه قاره از دين اسلام اطلاعاتي بدست آورده و عده كم آنان دين آبائي شان را ترك باين دين در آمده بودند . در سال 21 هجري ايران بدست اعراب گشوده شده و قشون عرب تا 23 هجري قسمن مكران را نيز كه شامل بلوچستان و پاكستان مي باشد ، بدست آورده و در نتيجه آن بسياري از افراد عرب و ايراني به هند راه پيدا كردند . در سال 93 هجري واقعه مهم تاريخي روي داد كه قشونهاي عرب به راهبري محمد بن ثقفي به هند حمله كرده سند بنام داهر را شكست داد و پرچم اسلام را در استان سند از ساحل درياي عرب تامولتان باهتزاز در آورد . بدين وسيله نخستين سلطنت اسلامي در محيط هند بوجود آمد كه در حدود دويست سال منوط بخلافت اموي و عباسي بود و سپس به نامهاي ديگر در آمد . محمد بن قاسم ثقفي از راه ايران به هند رفت . او در حدود 6 ماه در شيراز اقامت كرد و شصت هزار افراد ايراني را نيز جزو قشون خود نمود . پيداست كه هجوم وي به هند از نظر گسترش زبانهاي عربي و فارسي به آن سامان نيز مهم بوده و چون زبان فارسي به علت همسايگي ايران و نواحي گشوده شده سند ، پيش از آن هم كمي مفهوم بوده در نتيجه اقامت سربازان فارسي زبان در آن نقاط بسرعت توسعه پيدا كرده و با وجود مزيت زبان عربي بعنوان زبان ديني فارسي بزودي به صورت زبان عامه در آمد . در اوايل قرن دوم هجري سندرا مهران مي نوشتند و خاك دورادور رودخانه مزبور در حال حاضر هم بنام دره مهران شهرت دارد و همين طور شهري بنام برهمن آباد وجود داشته كه اينك به منصوره موسوم است و اسمهاي مهران و برهمن آباد نفوذ سريع زبان فارسي را در سامان مذكور آشكار مي سازد . توسعه خاك ايران تا سند و مولتان :از قرن سوم هجري حكومت نيم مستقل طاهريان در ايران تشكيل شد و بدنباله آن دودمان صفاريان سيستان بروي كار آمد . صفاريان ، بويژه يعقوب بن ليث و برادرش عمروبن ليث حكومت سند و مولتان را هم بدست داشتند و بديهي است كه اين امر بر توسعه در نواحي مزبور افزوده و طبق شواهدي كه در دست است در آن ايام زبان فارسي به عنوان زبان تكلمي در آمده بود و مخصوصا” مردم در نواحي مكران و مولتان بدان زبان صحبت ميكردند . در چنين محيطي بود كه نخستين شاعر معروف فارسي تولد يافت . رابعه بنت كعبرابعه از ناحيه قزدار ( قصدار ) بلوچستان خاسته است . از تاريخ ولادت و در گذشت او اطلاعي نداريم مگر اينكه جزو معاصرين رودكي سمرقندي بوده و در عهد سامانيان زيسته است . او از خاندان محترمي از اعراب بوده و پدرش (( كعب )) به عنوان يكي از اعمال قزدار شهرت داشته است . شاعره مزبور كه بعشق جواني باسم بكتاش متهم و گويا بدستور برادرش حارث كشته شده ، داراي عواطف و جذبات لطيف بوده و بيش از پنجاه بيت از وي در كتب تواريخ و تذكره و لغت و غيره مي توان مشاهده كرد . از آنجمله آنست : عشق او باز اندر آوردم به بند كوشش بسيار نامد سودمند توسني كردم ندانستم همي كز كشيدن سخت تر گردد كمند مرا به عشق همي متهم كني بحيل چه حجت آري پيش خداي عزوجل بعشقت اندر عاصي چنان نيازم شد بدينم اندر طاعت همي شوم بمثل نعيم تو نخواهم حجيم با تو رواست كه بي تو شكر زهر است و با تو زهر عسل بروي نيكو تكيه نكن كه تايكچند بسنبل اندر پنهان كند بخم زحل در سال 372 ه مولتان و نواحي آن تحت تسلط فاطميان و اسماعيليان كه از حمايت خليفه عزيز بالله فاطمي مصري برخوردار و به راهبري حكيم بن شبان باين منطقه حمله كرده بودند ، در آمد و اين بساط بعدا” بدست سلاطين غزنوي برچيده شد . سلاطين دوره غزنوي و توسعه فارسي :سلاله غزنوي ها از حيث توسعه دين اسلام و زبان و ادبيات فارسي در نقاط زياد شبه قاره و غلبه مسلمانان در آن ديار بسيار مهم است . سر سلسله غزنوي ها سلطان ناصرالدين سبكتكين ( م 387 ه ) از سال 376 ه . به بعد چند بار به هند حمله كرد و حاكمان هند را شكست داد ولي نواحي آن سامان تحت سلطه مستقل وي در نيامد چون حاكمان مزبور در مورد قبول اطاعت و ادي خراج وفادار نمي ماندند . فرزند نامي وي سلطان محمود غزنوي كه هفده بار به شبه قاره حمله كرده و هميشه فاتح مانده بود ، در سال 401 ه به حكومت اسماعيلي ها و قرامطه در سند و مولتان خاتمه داد و تا سال 418 ه قسمت مهم هند را به تصرف خود در آورد و هزاران نفر غير مسلمان را بوسيله مبلغان و عالمان لشكر خود با اسلام ساخته و باين دين گروانده بود . در نتيجه تهاجمات محمود وورود شعرا و ادبا و علما و عامه فارسي زبان به هند ، زبان و ادبيات فارسي در نقاط پاكستان و هند بفتح و توسعه بي سابقه يافت و تا اشغال كلي خاك شبه قاره هند بوسيله اروپائيان در ربع دوم قرن سيزدهم هجري زبان فارسي به عنوان زبان رسمي و علمي و ادبي آن سرزمين پهناور باقي ماند . تشويق و ترغيب سلطان محمود و امراي وي از شعرا و ادبا نيز گسترش شعر و ادب فارسي بسيار مهم بوده است چنانكه تذكره نويسان صراحت كرده اند دربار محمود داراي قريب چهارصد شاعر و نويسنده بوده است . لاهور به عنوان غزنين خرد :در عهد غزنويان كه تا سال 582 ه . ادامه داشته شهر لاهور كرسي استان پنجاب كنوني پاكستان بعنوان مركز مهم ادب و فرهنگ فارسي در آمده بود و خوشبختانه اين شهر در سير تحولات ايام مقام مهمش را تا كنون حفظ كرده و مي كند . از سال 405 ه . سلطان محمود يكي از امراي خود را به نام ساروغ در لاهور بعنوان نايب برگزيده و تعيين نموده و از آن به بعد نائبين سلاطين غزنوي در آن شهر وجود داشته اند . در نتيجه تهاجمات غوري ها به پايتخت غزنه و همه سوزي علاءالدين جهانسوز غز ، سه پادشاه آخر سلسله غزنوي ، بهرام شاه و خسرو ظهيرالدوله و خسرو در لاهور بسر برده اند و تاجگذاري پادشاه اخير الذكر هم در اين بعمل آمد . در نتيجه پادشاهان و امراي غزنوي در لاهور بسياري از شعرا و ادباي فارسي باين سامان گراييده و براي همين است كه اين بعنوان غزنين خرد يا غزنين ثاني تلقي گرديده است . در ميان ادبا و شعراي مهم غزنوي كه در لاهور مقيم بوده اند سيد علي جلالي هجويري معروف به داتا گنج بخش ( م در حدود 480 ه ) ، ابوالفرج روني لاهوري ( م تقريبا” 497 ه ) و مسعود سلمان لاهوري ( م 515 ه ) را ميتوان نام برد . سيد علي ملقب به ابو الحسن از متصوفه معروف مبلغين نامي قرن پنجم هجري است و كتاب كشف المحجوب از اركان تصوف اسلامي و يكي از قديميترين كتبي است كه در اين باب بفارسي نوشته شده است . آرامگاهش در لاهور مرجع عوام و خواص مي باشد . او از دهكده جلاب غزنين بوده و پس از آن به هجوير از توابع همان شهر شتافته و گويا در سال 431 ه به لاهور آمه و به ارشاد مطالب دين و تبليغ اصول و عقايد پرداخته است . علي هجويري دومين مبلغ مهم اسلام است كه بعد از شيخ اسمعيل بخارائي ( م 395 ه ) به هند آمده است . كشف المحجوب وي 34 باب دارد و شامل بحث هاي عرفاني و روحاني و ذكر فرق متصوفه معاصر و بعضي اصطلاحات تصوف است ، و نگارنده گاهگاهي در بين السطور از كتب پيشينيان كه در نگاشتن كتاب بآنها نظري داشته ذكر نموده است . سبك اين كتاب كهنه و نزديك به روش نويسندگان ساماني است و در عين حال كتابي است جزيل و متين و موجز . ابوالفرج بن مسعود روني لاهوري شاعر صاحب ديوان است كه قصيده و غزل و رباعي و قطعه نيكو سروده و شعراي بزرگ بعدي چون مسعود سعد سلمان و انوري ابيوردي و ظهير فاريابي و فيضيفياض اكبر آبادي سبك شعر و مقام وي را ستوده اند : سخن خواجه بوالفرج بدرست گوهر نظم و نثر را كان گشت خاطر من چو گفتة او ديد از همه گفته ها پشيمان گشت (مسعود سعد ) باد معلومش كه ره بندد بشعر بوالفرج وز عذوبت مشربعيشت چو نظم فرخي (انوري ) ذوقي كه توان گرفت از شعر از شعر ابوالفرج گرفتم (فيضي ) راجع به نسبت روني ابوالفرج و كيفين مكاني ناحيهع رون يا رونه با رونك يا روين محقيقين اختلاف نظر دارند كه آن قسمتي از لاهور يا ناحيه اي از ناحيات خراسان ايران بوده است وي مولدش خراسان مي باشد يا لاهور ، اما قسمت مهم زندگاني خود را در لاهور گذرانده و گويا در همانجا در گذشته است . ديوان اشعار ابوالفرج روني در ايران چاپ شده ، تحقيقاتي درباره وي نيز به عمل آمده و مي آيد . نمونه اي از اشعار وي را باضافه يك رباعي در زير ملاحظه مي فرماييد : چو سر رشته خويش گم كرده ام به عالم يكي رهبرم آرزوست مرا خورد يكبارگي غم دريغ بگيتي يكي غمخورم آرزوست زر و زيور من قناعت بس است نگويم زر و زيورم آرزوست در اين عهد ناخوش كه قحط سخاست نگويم كه سيم و زرم آرزوست * تا يك نفس از حيات باقي است مرا در سر هوس شراب و ساقي است مرا كاري كه من اختيار كردم اين بود باقي همه كار اتفاقي است مرا مسعود سعد سلمان لاهورياصلش از همدان ولي در لاهور متولد شد . پدرش سعدبن سلمان يكي از اعمال سلطنت غزنوي بوده كه از سال 427 ه از غزنه به لاهور كوچ كرده و در همانجا بود كه در حدود سال 438 ه مسعود متولد شد . مسعود علوم و فنون متداول عصر را بخوبي كسب نموده و در جواني جزو نديمان شاهزاده سيف الله محمود فرزند سلطان ظهيرالدوله ابراهيم غزنوي ( 451 – 492 ه ) در آمده و بعلت فتنه انگيزي حسودان كه به اختلاف نظر سلمان و شاهزاده مسعود منجر شد ، دو سال در حصارهاي دهك و سوي وناي هند محبوس مانده و در عهد سلطان علاء الدين مسعود سوم ( 492 – 508 ه ) نيز هشت و بقولي سيزده سال در حبس بسر برده و بعد از رهائي بعنوان كتابدار كتابخانه سلطنتي غزنويان در غزنه بسر برده است . مسعود سعد سلمان يكي از اركان مسلم شعر فارسي است . ميگويند به زبانهاي عربي و فارسي و هندي دواوين جداگانه داشته ولي اينك ديوان فارسي و چند شعر عربي وي در دست است و از ديوان هنديش اطلاعي نداريم . مسعود آنطور كه محققين به پايه اثبات رسانده اند مبتكر و مبدع سه نوع موضوع شعر است و اين نوع شعر را قديم تر از مسعود تاكنون بدست نياورده ايم : 1 – حبسيات ( شعرهاي زنداني ) . 2- شهر آشوب ( وصف اصناف و پيشه وران و اوضاع شهرها ) . 3 – مسنتراد ( كه قسمت كوتاه مصراع ها از روي معني با مصراع هاي بلندتر منوط بنظر ميرسد ) . جبسيات مسعود سعد بسيار مؤثر و پرسوز و ساز است ، و شاعر حساس ، رنج و محنت روحي خود را آنطور بيان داشته كه خوانندگان متأثر مي گردند و تحت تأثير گفته شاعر قرار ميگيرند . با وجود اين همه ناراحتي ها ، شاعر لهجه مردانه و جرأت آموزانه خود را حفظ كرده و مردم را به تحمل شدائد توصيه مي نمايد : مثلا” : سر به پيش خسان فرو نارم كه من از كبر سرور چمنم منت هيچ كس نخواهم از آنك بنده كرد كردگار ذوالمننم گر ز خورشيد روشني خواهد ديدگان را ز بيخ و بن بكنم *** از فلك تنگ دل مشو مسعود كه فراوان ترا بيازارد بد مينديش و سر چو سرو برآر گر جهان بر سرت فرو آرد در شهر آشوب هاي خود مسعود بيشتر اصناف و پيشه وران شهر لاهور را توصيف نموده است . ديوان شاعر با مقدمه فاضلانه استاد شادروان رشيد ياسمي چاپ و تجديد چاپ شده است . اينك با نقل قطعه كوتاهي از مسعود سعد با نام (( اختران مأمور )) از ذكر وي به سبب زيادش دست مي كشيم : از پي اين عبير ميريزند وز پي آن حنوط مي سايند نكند آنكه رأي و كام كسي ز انكه خود كامكار و خود رأيند قطره ي آب را ندهند تا بخون روي گل بيالايند گنه و عذرشان خردمندانه نه بگويند و هيچ نستايند خلق را پاره پاره در بندند پس از آن بندبند بگشايند همه فرمان بران يزدانند تا نداني كه كار فرمايند جانشينان غزنويان ، غوريان بودند ( 582 – 602 ه ) و در عهد سلطنت پادشاهان اين سلسله فتوحات مسلمانان در داخل شبه قاره هند و پاكستان ادامه يافت . بعد از غوريان ، سلاطين مملوك ( غلامان ) بروي كار آمدند . ( 602 – 686 ه ) ولي از اين سلسله پادشاهان وچندين سلسله هاي بعدي در ادوار تاريخ شبه قاره هند و پاكستان به عنوان (( سلاطين دهلي )) ياد مي كنند چه آنان شهر دهلي را بعنوان پايتخت برگزيده و لاهور را براي نائين خود باقي گذاشته بودند . سلسله هاي ياد شده عبارتند از مملوكان يا غلامان مذكور فوق ، خانوادة خلجي ها ( 689 – 721 ه ) ، دودمان تغلق ها ( 721 – 817 ه ) ، سلالع سادات ( 817 – 852 ه ) و سوري ها ( 852 – 933 ه ) و بعد از آن بابري ها يا تيموريان شبه قاره روي كار آمدند ( 933 – 1273 ه ) . سلاطين دهلي و وضع زبان و ادبيات فارسي :در عهد سلاطين دهلي ، زبان و ادبيات فارسي در سراسر گوشه و كنار شبه قاره توسعه پيدا كرده و علاوه بر مسلمانان ، هندوان هم بياد گرفتن زبان فارسي و تصنيف و تأليف و سرودن شعر بدين زبان ساعي بودند . سر سلسله پادشاهان مملوك قطب الدين ايبك براي تأليف كتاب (( تاج المآثر )) به تاج الدين محمد نظامي دستور داده ( سال 602 ه ) و اين كتاب شامل وقايع تاريخي شبهقاره از سال 587 الي 612 ه مي باشد ولي متأسفانه بيشتر متكلفانه و مصنوع نوشته شده است . همين پادشاه دستور بناي قوت الاسلام در نزديكي دهلي را صادر نموده كه بعدا” بمناسبت انتساب ان به صوفي نامي خواجه بختيار كاكي ( م 634 ه ) به نام (( منار قطب )) معروف گرديده و يكي از بناهاي بسيار مهم شبه قاره شبيهسبك ايران محسوب ميشود . سلاطين مملوك دولت هاي ت-حت حمايتشان را نيز در نقاط دور دست داشتند مثلا” دولت ناصر الدين قباچه در ناحيه اچه ( بهاولپور ) كه محمد عوفي صاحب تذكره لباب الالباب و كتاب جوامع الحكايات و لوامع الروايات و نيز ابو عمرو منهاج الدين عثمان جوزجاني صاحب تاريخ طبقات ناصري بدر بارش توسل داشته اند . نويسندگان مزبور در نتيجه هجوم مغول ها در ايران به آن سامان پناه برده بودند . تاريخ طبقات ناصري در سال 658 هجري به تكميل رسيده و بنام سلطان ناصرالدين محمود از سلاطين مملوك ممنون و منسوب گرديده است . سبك نگارش اين كتاب ساده و سليس است . وي طبق روش زمان ، الفاب پادشاهان و سنين را به عربي در آورده است . علاوه بر اچه مذكور ، شهر مولتان هم در نتيجه تشويق شاهزاده محمد پسر سلطان غياث الدين مملوك ، بعنوان مركز شعر و ادب فارسي در آمده بود و بزرگان ادب مانند عراقي همداني ( م 688 ه داماد و خليفه مجاز شيخ بهاء الدين زكريا مولتاني م در حدود 664 ه ) و امير خسرو دهلوي ( م 725 ه ) و خواجه حسن سجزي ( م 737 ه ) مدتي را آنجا گذرانده اند . ادامه دارد ” پاورقي ها ”نثر فارسي اين سلسله مقالات از نويسنده كه پاكستان الاصل هستند ، ميباشد . 1 – راهنماي زبان سانسكريت چاپ دانشگاه تهران ص 32 . 2 – ادب نامه ايران مؤلفه پرفسور مقبول بيگ بدخشاني چاپ لاهور ص 11 . 3 – ميراث ايران ( مترجمه بفارسي ) مقاله ايران و دنياي قديم . 4 – ادب فارسي در پاكستان ( اردو ) از دكتر ظهور الدين احمد ، لاهور مقدمه در سير روابط . 5 – ادب فارسي در كشمير ( اردو ) مؤلفه پروفسور سروري مرحوم ص 10 . 6 – راهنماي سانسكريت ص 43 . 7 – تاريخ ادبيات مسلمانان پاكستان و هند لاهور ج 1 : مقدمه تاريخ . 8 – مختصر تاريخ ادب فارس ( اردو ) پيشاور ص 4 . 9 – ايران بعهد ساسانيان ( مترجمه اردو ) ص 37 . 10 – بنام وادي مهران طبق استعمال كلمه وادي بجاي دره در شبه قاره . چ 11 – احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم طبع ليدن ص 325 . 12 – از رابعه تا پروين اثر كشاورز صدر تهران 122 – 123 . 13 – ادب فارسي در پاكستان ج 1 ص 14 . 14 – لاهور ، ماضي و حال ( بزبان انگليسي ) دكتر محمد باقر ، لاهور ص 51 . 15 – ر – ك سبك شناسي شادروان بهار (( كشف المحجوب )) . 16 – داتا كنج بخش ( انگليسي ) دبير خانه سازمان عمران منطقه اي تهران . 17 – مآثر لاهور مرتبه سيد هاشمي فريد آبادي ، لاهور و نيز ادب فارسي در پاكستان ج 1 : ص 48 . 18- ارمغان پاك مرتبه شادروان دكتر اكرام ، كراچي ص 84 . 19 – مباحث ( اردو ) دكتر سيد محمد عبد الله لاهور ، مكتب خراساني در شعر فارسي اثر دكتر محجوب و شهر آشوب فارسي تأليف احمد گلچين معاني : (( نخستين شهر آشوب )) . 20 – گلشن ابراهيمي ( تاريخ فرشته ) : فارسي در عهد سلاطين دهلي . 21 – ميراث ايران ( مترجمه ) : هند و ايران . |







